ارزیابی ابزارهای تأمین مالی زنجیره تولید با تمرکز بر اوراق گام
اوراق گام بهعنوان نخستین ابزار تأمین مالی زنجیرهای از سال ۱۴۰۰ در شبکه بانکی عملیاتی شده و طی سالهای اخیر بهتدریج تعمیق یافته است؛ بهگونهای که مجموع عملکرد این ابزار تاکنون از ۱۱۰ همت فراتر رفته و تنها در سال ۱۴۰۳ حدود ۲۱ همت تأمین مالی از این مسیر انجام شده که این میزان نسبت به دوره مشابه سال قبل رشد 62 درصدی را نشان میدهد.
بخش غالب تأمین مالی اقتصاد کشور از مسیر شبکه بانکی انجام میشود. همزمان با محدودیتهای ناشی از تنگنای اعتباری و ملاحظات «کنترل مقداری ترازنامه»، بانک مرکزی طی سالهای اخیر توسعه و تنوعبخشی به «ابزارهای تأمین مالی زنجیره تولید» را در دستور کار قرار داده است.
این رویکرد علاوه بر ضرورتهای اقتصادی، مبتنی بر تکالیف و الزامات قانونی نیز بوده، بهگونهای که در ماده (۴) قانون بانک مرکزی و ماده (۱۰) قانون برنامه هفتم توسعه بر طراحی و توسعه ابزارهای تأمین مالی زنجیرهای تأکید شده است. افزون بر این، در حوزه فکتورینگ، ظرفیت واگذاری مطالبات پیمانکاران و کارفرمایان در چارچوب ماده (۸) قانون حداکثر استفاده از توان تولیدی و خدماتی کشور و حمایت از کالای ایرانی و آییننامه اجرایی مربوطه پیشبینی شده و بانک مرکزی متعاقباً دستورالعملها و الزامات اجرایی آن را برای شبکه بانکی تدوین و ابلاغ کرده است. همچنین در کنار این ابزارها، در چارچوب ماده (۳) قانون برنامه هفتم توسعه امکان بهرهگیری از «گواهی سپرده خاص مدتدار» بهمنظور تأمین مالی سرمایه در گردش و اجرای طرحهای توسعهای بنگاههای اقتصادی فراهم شده است.
بر اساس اعلام مدیر اداره تأمین مالی زنجیره تولید بانک مرکزی، برای سال ۱۴۰۴ ظرفیتها و سهمیههایی برای شبکه بانکی در سبد ابزارهای مزبور تخصیص یافت که در محورهای اصلی شامل اوراق گام (هدفگذاری ۲۲۰ همت)، برات الکترونیکی (سهم ۱۰۰ همت)، فکتورینگ (سهم ۵۰ همت)، کارت رفاهی متصل به اوراق گام (سهم ۱۱۵ همت) و گواهی سپرده خاص (۶۱۵ همت، با تفکیک ۳۳۰ همت برای طرحهای پیشران وزارتخانهها) است.
شواهد عملکردی نیز از شتابگیری استفاده از این ابزارها حکایت دارد؛ تأمین مالی از طریق اوراق گام در هفتماهه منتهی به ۲۳ مهر ۱۴۰۴ به حدود ۱۷ همت رسیده که نسبت به مدت مشابه سال قبل بیش از پنج برابر شده است؛ در این چارچوب ۱۷ بانک بهطور کامل در صدور و عملیات اوراق گام فعال هستند. همچنین مجموع عملکرد برات الکترونیکی در همین بازه حدود ۱۶.۵ همت گزارش شده و تاکنون ۹ بانک به سامانه سپامی بانک مرکزی متصل شدهاند. در حوزه کارت رفاهی متصل به اوراق گام نیز بر اساس مصوبه جدید بانک مرکزی، سقف اعتبار قابل استفاده برای خانوارها به ۵۰۰ میلیون تومان نیز افزایش یافته است.
از منظر کارکردی، مزیت مشترک این ابزارها «قابلیت انتقال اعتبار در طول زنجیره» و «کاهش تکرار اعتبارسنجی و هزینههای عملیاتی» است؛ بهنحوی که اعتبارسنجی عمدتاً بر «بنگاه لنگر (خریدار اول)» متمرکز شده و حلقههای بعدی زنجیره با اتکا به اسناد معاملاتی و تعهدات تجاری معتبر از امکان استفاده بهرهمند میشوند. با این حال، تعمیق پایدار این بازار مستلزم تکمیل زیرساختهای سامانهای، ارتقای آگاهی فعالان اقتصادی و شبکه بانکی و بهبود فرآیندهای اجرایی و اطلاعرسانی هدفمند به ذینفعان است.
2 ـ مزایای اوراق گام برای بنگاههای اقتصادی و فعالان زنجیره تولید
اوراق گام با فراهمسازی امکان انتقال اعتبار در طول زنجیره تولید، سازوکاری کارآمد برای تأمین سرمایه در گردش بنگاهها ایجاد میکند که بهویژه در شرایط تنگنای اعتباری شبکه بانکی و محدودیت رشد تسهیلات نقدی، از اهمیت مضاعفی برخوردار است. مهمترین مزایای این ابزار برای متقاضیان به شرح زیر است:
2 ـ 1 ـ جایگزینی تأمین مالی معاملاتی بهجای تأمین مالی نقدی سنتی
بهواسطه اوراق گام، بنگاهها میتوانند نیاز سرمایه در گردش خود را مستقیماً در قالب تسویه معاملات واقعی (خرید مواد اولیه، کالا و خدمات) تأمین کنند؛ امری که وابستگی به دریافت تسهیلات نقدی و گردش وجوه غیرهدفمند را کاهش داده و تأمین مالی را به فعالیت واقعی تولید پیوند میزند.
2 ـ 2 ـ تسهیل دسترسی بنگاههای کوچکتر زنجیره به اعتبار
با متمرکز شدن اعتبارسنجی بر «بنگاه لنگر (خریدار اول)»، حلقههای بعدی زنجیره که معمولاً با محدودیت وثایق و سابقه اعتباری مواجهاند میتوانند صرفاً با ارائه اسناد معامله از اعتبار بهرهمند شوند. این ویژگی بهطور خاص برای بنگاههای کوچک و متوسط (SMEs) مزیتی ساختاری محسوب میشود.
2 ـ 3 ـ کاهش هزینههای مالی و عملیاتی تأمین سرمایه در گردش
در مقایسه با تسهیلات سنتی که مستلزم طی فرآیندهای زمانبر اعتبارسنجی، وثیقهگذاری و انعقاد قراردادهای متعدد است، اوراق گام فرآیند تأمین مالی را کوتاهتر، شفافتر و کمهزینهتر میکند و از دوبارهکاریهای اعتباری در زنجیره جلوگیری مینماید.
2 ـ 4 ـ افزایش قطعیت جریان نقدی و کاهش ریسک وصول مطالبات
تضمین بانکی اوراق گام، اطمینان از دریافت مبلغ در سررسید را برای فروشندگان کالا و خدمات فراهم میکند. این امر ریسک تجاری بنگاهها را کاهش داده و امکان برنامهریزی دقیقتر برای تولید، خرید و پرداخت بدهیها را فراهم میسازد.
2 ـ 5 ـ بهبود مدیریت نقدینگی و همراستاسازی جریانهای پرداخت با چرخه تولید
سررسیددار بودن اوراق و قابلیت انتقال آن در زنجیره، به بنگاهها اجازه میدهد زمانبندی پرداختها را متناسب با دوره تولید و فروش تنظیم کرده و فشار نقدینگی کوتاهمدت را مدیریت کنند.
2 ـ 6 ـ کاهش انجماد منابع در حسابهای دریافتنی و بدهیهای معوق تجاری
در اقتصاد ایران که بخش قابل توجهی از سرمایه در گردش بنگاهها در قالب مطالبات از مشتریان قفل میشود، اوراق گام امکان تبدیل سریع تعهدات تجاری به ابزار اعتباری معتبر و قابل انتقال را فراهم کرده و گردش سرمایه در زنجیره را تسریع میکند.
2 ـ 7 ـ همراستایی با سیاستهای کنترل تورم و هدایت اعتبار به بخش مولد
از منظر بنگاهها، استفاده از اوراق گام بهجای تسهیلات نقدی، تأمین مالی را مستقیماً به معامله واقعی متصل کرده و از ورود منابع به فعالیتهای غیرمولد یا سفتهبازانه جلوگیری میکند؛ امری که پایداری تأمین مالی تولید را افزایش میدهد.
3 ـ منافع و کارکرد اوراق گام برای شبکه بانکی
اوراق گام و سایر ابزارهای تأمین مالی زنجیره تولید، علاوه بر تسهیل دسترسی بنگاهها به سرمایه در گردش، از منظر شبکه بانکی نیز مزایای راهبردی و عملیاتی قابل توجهی به همراه دارند؛ بهویژه در شرایطی که رشد ترازنامه بانکها با ملاحظات نظارتی و کنترل مقداری مواجه است.
3 ـ 1 ـ هدایت اعتبار به فعالیت واقعی و افزایش اثربخشی تسهیلاتدهی
در مدل تأمین مالی زنجیرهای، اعتبار مستقیماً به معاملات واقعی تولید و تجارت متصل میشود و مصرف منابع بانکی هدفمندتر از تسهیلات نقدی سنتی صورت میگیرد. این امر احتمال انحراف منابع به فعالیتهای غیرمولد را کاهش داده و کیفیت پرتفوی اعتباری بانکها را بهبود میبخشد.
3 ـ 2 ـ کاهش ریسک اعتباری از طریق تمرکز بر بنگاه لنگر و زنجیره معاملات
با متمرکز شدن اعتبارسنجی بر خریدار اول (بنگاه لنگر) و اتکای سایر حلقهها به اسناد تجاری معتبر، بانکها بهجای پراکندگی ریسک در تعداد زیادی مشتری کوچک، ریسک اعتباری را بر بنگاههای بزرگتر و شفافتر متمرکز میکنند؛ امری که مدیریت ریسک و نظارت اعتباری را تسهیل میکند.
3 ـ 3 ـ افزایش ظرفیت عملیاتی تأمین مالی در شرایط محدودیت رشد ترازنامه
ابزارهای زنجیرهای این امکان را فراهم میکنند که بخشی از نیاز سرمایه در گردش بنگاهها از مسیر انتقال اعتبار و تسویه معاملاتی تأمین شود و فشار مستقیم بر اعطای تسهیلات نقدی کاهش یابد. در نتیجه بانکها میتوانند در چارچوب محدودیتهای نظارتی، نقش مؤثرتری در تأمین مالی تولید ایفا کنند.
3 ـ 4 ـ تنوعبخشی به درآمدهای بانکی و توسعه خدمات کارمزدمحور
استقرار ابزارهای تأمین مالی زنجیره تولید، از جمله اوراق گام، امکان توسعه خدمات جدید در حوزه صدور، انتقال، پایش و تسویه تعهدات اعتباری را برای بانکها فراهم کرده و زمینه ایجاد جریانهای درآمدی کارمزدمحور در کنار درآمدهای سنتی تسهیلاتی را تقویت میکند.
3 ـ 5 ـ تقویت شفافیت و قابلیت رهگیری جریان اعتبار
اتصال تأمین مالی به فاکتورهای تجاری و زنجیره معاملات، امکان پایش مصرف اعتبار را برای بانکها افزایش داده و کنترلهای نظارتی و داخلی را اثربخشتر میکند.
4 ـ کارکرد اوراق گام در ساختار زنجیرههای تولید و اقتصاد تورمی ایران
ارزیابی آثار کلان اقتصادی اوراق گام و سایر ابزارهای تأمین مالی زنجیره تولید مستلزم توجه به یک پیشفرض بنیادین این الگو است؛ اینکه بنگاهها بتوانند بخشی از نیاز مالی خود را نه از طریق دریافت فوری نقدینگی، بلکه از مسیر انتقال اعتبار در طول زنجیره معاملات واقعی تأمین کنند. کارایی این سازوکار، بهویژه در اقتصادی با نرخ تورم بالا و ساختار غالباً نقدمحور همچون اقتصاد ایران، بهشدت وابسته به نوع زنجیره تولید، ویژگیهای جریان نقدی بنگاهها و میزان تحمل اعتباری فعالان اقتصادی است.
در زنجیرههایی که دارای فروش مستمر، گردش مالی پیوسته، حاشیه سود قابل قبول و امکان خرید نهادهها بهصورت اعتباری یا غیرنقدی هستند، اوراق گام میتواند به کاهش گلوگاه سرمایه در گردش، تداوم تولید و افزایش کارایی تخصیص اعتبار کمک کند. در چنین بخشهایی، انتقال اعتبار در زنجیره جایگزین بخشی از تسهیلات نقدی سنتی شده و در صورت هدایت صحیح، میتواند فشار بر رشد نقدینگی و ترازنامه بانکها را محدود سازد و اثر تورمی ابزار را در کوتاهمدت به سطحی کنترلپذیر کاهش دهد.
در مقابل، در بخش قابل توجهی از بنگاههای اقتصادی کشور که با نیاز فوری به نقدینگی، خرید نقدی مواد اولیه، حاشیه سود محدود و ریسک بالای توقف تولید مواجهاند، پذیرش ابزارهای اعتباری غیرنقدی با محدودیت جدی روبهرو است. در این شرایط، فروشندگان کالا و خدمات تمایل کمتری به دریافت اوراق مدتدار دارند؛ چرا که هزینه زمانی پول در محیط تورمی بالا بوده و نبود نقدینگی فوری میتواند مستقیماً به وقفه در تولید منجر شود. از این منظر، اوراق گام ذاتاً برای همه بخشهای تولید راهحل یکسان محسوب نمیشود و دامنه اثربخشی آن به ساختار واقعی زنجیرهها وابسته است.
از منظر تورمی نیز، این ابزار بهطور ذاتی نه ضدتورمی است و نه الزاماً تورمزا. چنانچه اوراق گام بهعنوان جایگزین تسهیلات نقدی کوتاهمدت به کار گرفته شود و به معاملات واقعی تولید پیوند بخورد، میتواند به افزایش کارایی اعتباری و محدود شدن خلق اعتبار غیرمولد کمک کند. اما در صورتی که بهصورت افزایشی بر حجم کل اعتبارات اضافه شود یا مسیرهای نقدشوندگی سریع و غیرکنترلشده برای آن شکل گیرد، اثر آن تفاوت معناداری با الگوی سنتی گسترش اعتبارات نخواهد داشت.
در مجموع، تجربه اجرایی نشان میدهد اثربخشی کلان اوراق گام بیش از آنکه به ماهیت ابزار وابسته باشد، به انتخاب هدفمند زنجیرههای مناسب، همراستایی با سیاست کنترل اعتبارات و تکمیل سازوکارهای عملیاتی بازار بستگی دارد. توسعه ابزارهای مکمل در حوزه نقدشوندگی، تسهیل گردش اوراق و کاهش هزینه زمانی اعتبار میتواند در آینده دامنه صنایعی را که قادر به بهرهگیری مؤثر از این ابزار هستند گسترش دهد که در بخش بعدی به مهمترین الزامات آن پرداخته میشود.
5 ـ موانع اجرایی و علل محدود بودن ضریب نفوذ اوراق گام
با وجود طراحی مناسب مفهومی اوراق گام و رشد تدریجی عملکرد آن در سالهای اخیر، تجربه عملی شبکه بانکی و بنگاههای اقتصادی نشان میدهد که توسعه این ابزار با مجموعهای از محدودیتهای ساختاری، عملیاتی و رفتاری مواجه است که مانع از فراگیری سریع آن در اقتصاد کشور شده است.
5 ـ 1 ـ محدودیت نقدشوندگی و نبود سازوکار تنزیل کارآمد بانکی
یکی از مهمترین موانع استقبال گسترده از اوراق گام، دشواری تبدیل سریع این اوراق به نقدینگی است. در حالی که فلسفه طراحی گام مبتنی بر انتقال اعتبار در زنجیره بوده، بخش قابل توجهی از بنگاهها بهویژه در اقتصاد تورمی ایران نیاز فوری به وجه نقد برای تداوم تولید دارند. نبود مسیر ساده، سریع و کمهزینه برای تنزیل بانکی یا نقدشوندگی مؤثر در بازار ثانویه، موجب شده بسیاری از فروشندگان کالا و خدمات تمایل محدودی به دریافت اوراق مدتدار داشته باشند.
5 ـ 2 ـ هزینه زمانی پول در شرایط تورمی و کاهش جذابیت تعهدات مدتدار
نرخهای بالای تورم سبب شده ارزش واقعی وجوه دریافتی در آینده بهمراتب کمتر از نقدینگی امروز تلقی شود. حتی با وجود تضمین بانکی، بسیاری از فعالان اقتصادی ترجیح میدهند منابع خود را بهصورت نقدی دریافت کنند تا در معرض کاهش قدرت خرید قرار نگیرند. این عامل، کارکرد اعتباری اوراق گام را در بخشهایی از اقتصاد ذاتاً محدود کرده است.
5 ـ 3 ـ ساختار نقدمحور بسیاری از زنجیرههای تولید کشور
در بخش قابل توجهی از صنایع، خرید مواد اولیه و نهادهها عمدتاً بهصورت نقدی انجام میشود و حاشیه سود بنگاهها امکان تحمل تأخیر در دریافت وجه را فراهم نمیکند. در چنین زنجیرههایی، ابزارهای مبتنی بر اعتبار غیرنقدی با مقاومت طبیعی مواجه میشوند و عملاً کارایی محدودی دارند.
5 ـ 4 ـ نارساییهای زیرساختی و فرآیندهای عملیاتی
پیچیدگیهای اجرایی، عدم یکپارچگی کامل سامانههای بانکی و آشنایی محدود برخی شعب و واحدهای اعتباری با فرآیندهای گام، موجب افزایش زمان، هزینه و عدم قطعیت در صدور و انتقال اوراق شده است. این موضوع در مقایسه با سهولت نسبی دریافت تسهیلات نقدی سنتی، جذابیت عملی ابزار را کاهش میدهد.
5 ـ 5 ـ آگاهی محدود بنگاهها و مقاومت رفتاری نسبت به ابزارهای نوین مالی
بخش قابل توجهی از فعالان اقتصادی، بهویژه بنگاههای کوچک و متوسط، با منطق تأمین مالی زنجیرهای و مزایای بلندمدت آن آشنایی کافی ندارند. وابستگی تاریخی به تسهیلات نقدی و ترجیح روشهای سنتی تأمین مالی موجب شده فرآیند پذیرش ابزارهای نوین بهصورت تدریجی و کند شکل گیرد.
5 ـ 6 ـ عمق محدود بازار ثانویه و عدم شکلگیری اکوسیستم کامل زنجیرهای
برای آنکه اوراق گام بهصورت گسترده در زنجیرهها گردش یابد، لازم است شبکهای از پذیرندگان، تأمینکنندگان، نهادهای مالی و زیرساختهای معاملاتی بهصورت هماهنگ فعال شوند. در حال حاضر این اکوسیستم هنوز بهطور کامل شکل نگرفته و همین امر دامنه کاربرد ابزار را محدود کرده است.
بهطور خلاصه، محدود بودن ضریب نفوذ اوراق گام بیش از آنکه ناشی از ضعف طراحی این ابزار باشد، ریشه در ساختار تورمی اقتصاد، نقدمحوری زنجیرههای تولید، ضعف نقدشوندگی و چالشهای عملیاتی و رفتاری دارد. رفع تدریجی این موانع از طریق توسعه سازوکارهای نقدشوندگی، تکمیل زیرساختها، آموزش هدفمند فعالان اقتصادی و همراستاسازی سیاستهای اعتباری میتواند زمینه تعمیق پایدار این ابزار را در سالهای آتی فراهم سازد.
6 ـ ابزارهای مکمل تأمین مالی زنجیره تولید در پوشش محدودیتهای اوراق گام
تجربه اجرایی اوراق گام نشان میدهد که هرچند این ابزار در برخی زنجیرههای دارای گردش اعتباری فعال کارایی بالایی دارد، اما بهدلیل ساختار نقدمحور بخش قابل توجهی از اقتصاد و شرایط تورمی کشور، پاسخگوی تمامی نیازهای تأمین مالی بنگاهها نیست. بر همین اساس، بانک مرکزی رویکرد توسعه «سبد ابزارهای تأمین مالی زنجیره تولید» را در دستور کار قرار داده است تا متناسب با ویژگی هر زنجیره، ابزار مناسبتری مورد استفاده قرار گیرد.
6 ـ 1 ـ برات الکترونیکی؛ با پیشبینی سازوکار تنزیل بانکی مشخص، ظرفیت بالاتری برای پاسخگویی به نیاز بنگاههای دارای فشار نقدینگی کوتاهمدت دارد و میتواند در زنجیرههایی که تحمل اعتباری محدودتری دارند نقش مکمل مؤثری ایفا کند.
6 ـ 2 ـ فکتورینگ بهعنوان ابزار تبدیل مطالبات تجاری به منابع مالی، از منظر مفهومی گزینه مناسبی برای بنگاههای پروژهمحور و دارای دوره وصول طولانی است؛ با این حال، در عمل بهدلیل تکمیل نشدن کامل زیرساختهای سامانهای از جمله سامانههای مرتبط با سازمان برنامه و بودجه و وزارت امور اقتصادی و دارایی، مسیر اجرایی آن همچنان با کندی و محدودیت مواجه است.
6 ـ 3 ـ گواهی سپرده خاص ظرفیت مناسبی برای تجهیز منابع و تأمین سرمایه در گردش و طرحهای توسعهای بنگاهها فراهم میکند، اما موفقیت عملی آن بهشدت وابسته به وجود نهادهای معتبر ضامن و سطح اعتماد عمومی به پشتوانه اعتباری این اوراق است؛ در غیر این صورت، جذب منابع در مقیاس گسترده با چالش روبهرو خواهد شد.
6 ـ 4 ـ کارت رفاهی متصل به اوراق گام میتواند ضمن تقویت قدرت خرید خانوارها، جریان اعتباری جدیدی در زنجیره عرضه ایجاد کند؛ با این شرط اساسی که فروشندگان کالا و خدمات، هزینه تأخیر دریافت وجه را از طریق افزایش قیمتها به مصرفکننده منتقل نکنند، چرا که در غیر این صورت اثر رفاهی و ضدتورمی مورد انتظار آن تضعیف خواهد شد.
بنابراین در زنجیرههایی که گردش اعتباری امکانپذیر است، اوراق گام نقش محوری ایفا میکند؛ در حالی که در بخشهای نقدمحور یا پروژهای، ابزارهای مکمل میتوانند محدودیتهای عملیاتی این اوراق را پوشش دهند. این رویکرد ترکیبی، در صورت اجرا و تعمیق صحیح، ظرفیت آن را دارد که دامنه پوشش تأمین مالی تولید را بهصورت پایدار و واقعگرایانه گسترش دهد.
7 ـ جمع بندی و پیشنهاد
در مجموع، اوراق گام و سایر ابزارهای تأمین مالی زنجیره تولید از منظر طراحی اعتباری و پیوند با معاملات واقعی، ظرفیت مناسبی برای بهبود کارایی تأمین سرمایه در گردش بنگاهها فراهم میکنند؛ با این حال دامنه اثربخشی آنها در ساختار تورمی و نقدمحور اقتصاد ایران ذاتاً مشروط و محدود به زنجیرههای دارای گردش اعتباری فعال است. رشد معنادار عملکرد این ابزارها در سالهای اخیر را میتوان نشانه بلوغ تدریجی فرآیندهای اجرایی دانست. تعمیق پایدار این سبد ابزارها مستلزم تمرکز سیاستگذار و شبکه بانکی بر توسعه سازوکارهای نقدشوندگی و تنزیل کارآمد، تکمیل زیرساختهای عملیاتی و هدایت هدفمند اعتبارات به صنایع واجد ظرفیت واقعی استفاده از اعتبار غیرنقدی است؛ در عین حال ارتقای دانش مالی و آمادگی عملیاتی بنگاهها و زنجیرههای تولید نیز شرط اساسی بهرهبرداری مؤثر از این ابزارها خواهد بود.
کسری کاخ ساز
گروه تحقیق و توسعه کانون بانکهای خصوصی





دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.